تک بیتی

 

خوشم از گریه خویش گر چه همه خون دل است

زان که بوی تو ز هر قطره خون می آید !

نسیمی می وزد آرام ...

 

نسیمی می وزد  آرام

به رویا می روم یک دم

به آن ایام به آن دوران

به آن دوران رویایی

چه رویایی!

چه روزها و چه شب هایی!

برایت شعر می گفتم

گه از سر مستی و شادی

گهی از غصه می گفتم

به خواب روی تو می جستم

گرت در خواب می دیدم

سحر باز از تو می گفتم

تو مجنون و منم لیلی

ولی نه ، من فقط لیلی !

و شاید هم همان مجنون

بل این لیلی همان مجنون و

آن مجنون همین لیلی !

...

چه می گویم چه می گفتم

من آیا ازتو می گفتم؟؟؟

کمی درد و تب و هذیان

گمانم شعر می گفتم  

همی خواهم که بگریزم

به آن دوران بیاویزم

اگر چه رفته اند از دست

اگر چه دادیم بر باد

خوشم از یاد آن دوران

خیال هر چه بادا باد !

هزاران واژه در ذهنم

بسی انگاره در فکرم

چه سود اکنون که نتوانم

غمم را بر زبان رانم

.

.

.

نسیمی می وزد  آرام

به رویا می روم یک دم ...

                                                         شعر از سیما