سلام دوستان عزیز

 

 

آرزو می کنم ایام به کام و اوقات بر وفق مراد باشه.

 

چند روز پیش شعری تو وبلاگ گذاشته بودم که یکی از دوستان نظر جالبی بهش

 

 داده بود . شعر مال ۲۵ دی بود ،‌آ‌رزو ،‌رو می گم. این دوست خوب گفته بود که نظر

 

دادن واسه مطالبی که کپی شدن معنی نداره و مطلب وقتی قشنگه که  مال خودته

 

و بر اومده از دل خودت باشه . البته من با ایشون موافقم ولی همون طور که

 

قبلا"‌گفتم چون کمی سرم شلوغه نمی تونم زیاد چیزی از خودم بنویسم و کل

 

مطالبی که تو وبلاگ می ذارم تو محل کارم انجام میشه . خونه واقعا" وقتشو ندارم .

 

همین باعث شد که بار دیگه یکی دیگه از شعرای خودمو بگذارم با نام :‌کاش

 

می فهمیدم.البته این به معنی این نیست که دیگه از شعر بقیه شاعرا استفاده

 

نمی کنمولی سعی میکنم بیشتر از خودم مطلب بذارم.  امیدوارم بخونین و نظر

 

 بدین.

 

انتقادم بود می پذیریم.

 

 

اینم به خاطر این خواننده عزیز که انتقاد قشنگی کرده بود .

 

                                              

 

کاش می فهمیدم

 

 

روزی از عشق سخن خواهم گفت کاش می فهمیدم

 

در پس پرده سخن خواهم گفت کاش می فهمیدم

 

از غم عشق و غم دوری یار پنهانی

 

به می و باده پناه خواهم برد کاش می فهمیدم

 

کاش آن دم که دلم در شرر عشقش سوخت

 

دین و ایمان که پی اش خواهد سوخت کاش می فهمیدم

 

آن پریچهره شیرین که مرا افسون کرد

 

یار صد خسرو وفرهاد دگر خواهد بود کاش می فهمیدم

 

بر بلندای دلم عشق کسی خواهد بود

 

ز غمش خواب خوش از دیده برون خواهد شد کاش می فهمیدم

 

خواب خوش پیشکش آن نگه تیر انداز

 

کان به اعماق دل زخمی من خواهد بود کاش می فهمیدم

 

دل به تندیس رخش بستم و نندیشیدم

 

که ز پس کافر بتخانه نشین خواهم بود کاش می فهمیدم

 

عقل و جان ودلم از آن کسی خواهد بود

 

کو مرا بر همه رسوای جهان خواهد کرد کاش می فهمیدم

 

دل به امید وصال خسرووی خوش کردم

 

کو دریغ از نگه شه به گدا خواهد کرد کاش می فهمیدم

 

                                                         شعر از سیما

 

 

آرزويم اين است :

 

 

نتراود اشك در چشم تو هرگز

 

 

مگر از شوق زياد

 

 

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

 

 

و به اندازه ي هر روز

 

 

تو عاشق باشي

 

 

عاشق آنكه تو را مي خواهد

 

 

و به يك لبخند تو از خويش رها مي گردد

 

 

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

 

 

كه دلت مي خواهد ...

 

مرا دردیست...

 

 

و بعد از رفتنت

 

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ،

 

 ترا با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ،

 

 پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

 

تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم

 

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

 

دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی

 

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

 

 تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم،

 

 همین بود آخرین حرفت؟!

 

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت ،

 

حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی

 خورشید وا کردم

 

 نمی دانم چرا رفتی؟ نمی دانم چرا؟ شاید خطا کردم؟

 

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

 

، نمی دانم کجا، تا کی؟ برای چه؟

 

ولی رفتی و بعد از رفتنت 

 

 باران چه معصومانه می بارید

 

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

 

وبعد ازرفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

 

 تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد.

 

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد

 

 من بی تو تمام هستی  از دست خواهد رفت

 

 کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در ر لحظه خواهم مرد.

 

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

 

 کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

 

 و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد ،

 

 هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام، برگرد!

 

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

 

 و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

 

 کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

 

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو :

 

 در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

 

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

 

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

 

و میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر،

 

نمی دانم چرا؟ شاید به رسم و عادت پروانگیهامان

 

باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

 

با من باش

 

 گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای


من شکستم هر دو را


گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام


به خاموشی مغرورانه ات


شکستی تو مرا


با تو گفتم


از همه تنهایی ام، خستگی ام


با تو گفتم تا بدانی


با همه ناجیگری، بی ناجی ام


تو، سکوتت خنجریست


بر قلب من


و حضورت، مرهمی


بر زخم من


پس، باش


تا همیشه با من باش


حتی اگر خاموشی...


 

ساقی

 

 

ساقی ِهمیشه تشنه ام یک جرعه از جامت بده


امشب توای نامهربان در خلوتت راهم بده

 



این را شبی گفتم به تو با چشم های خسته ام


آه از غرور تلخ تو امشب دگر شکسته ام

 



امروز ای مست از غرور تنها تر از شقایقم


فردا که آیی به برم در دست طوفان است تنم

 



فردا که آیی نزد من، دیگر نخواهمت شناخت


گویم به تو دیراست دگر، باید که سوی حق شتافت

 



دستم مگیر و اشک مریز روزی که دیگر مرده ام


پا برغرورت مگذار روزی که دیگر رفته ام

 



بر روح پوسیده ی من، کوک مزن، کوک مزن


بر پاره پاره قلب من، وصله مزن، وصله مزن

 



بر رخ فرسوده ی من رنگ جلای عشق مزن


برو دگر ای بی وفا دم از صفا وعشق مزن

 

                                                                          شعر از سحر شاه محمدی

 

افسانه

 

من از افسانه می ایم پُر خاکم 


 پُراز تردیدی بی پیدا


 پُراز وحشت چه با ارزش ولیکن آخرش رسوا


 پُر از دیوانگی ، گریه


پُر از تکرار بی حاصل


 من از افسانه می ایم


 ولیکن نیستم لیلا


 میان عشق و عقل خود کدامین را کنم رسوا


 من از افسانه می ایم


.............
  

سخني با دوستان

 

 

سلام به همه

 

      

 

اميدوارم در آستانه سال نو ميلادي حال همه خوب باشه.

 

 منم به لطف خدا و تلاشهاي شبانه روزي خودم

 

تو خونه و مهموني ،‌ محل كارو كوچه خيابون ،‌ تو خواب و بيداري

 

با غم و شادي ،‌ بيداري و خواب آلودگي

 

گاهي در نهايت ضعف و گاهي هم با سيري

 

زبون روزه و غير روزه

 

بالاخره تونستم بعد از، گلاب به روتون، روم به ديوار ،‌ببخشيدا ،‌

 

       ۵ ماه

 

يه پروژه ۳۰۰ صفحه اي رو ترجمه كنم و تحويل بدم

 

 و از اين بابت اين قدر خوشحالم كه مي خوام يك هفته اي رو

 

جشن بگيرم .

 

فكر مي كنيد جشن من چي مي تونه باشه؟

 

رسيدگي به تمام كارايي كه تو ابن ۵ ماه عقب افتادن

 

و هي با خودم گفتم باشه كارم تموم شه بعد .

 

همين جا دعا مي كنم هر كدوم از شما كه كار نا تموم داره هر چه زودتر

 

تموم كنه

 

(منظورم اينه كه كارشو تموم كنه نه زبونم لال خودش تموم كنه ) 

 

                                         

 

 

MERRY CHRISTMAS

 

 

Thank you

 

 

 for your friendship,

 


Good will and loyalty.

 


May the happiness and good cheer

 


Of the holiday season be yours

 


throughout the New Year.