افسانه
من از افسانه می ایم پُر خاکم
پُراز تردیدی بی پیدا
پُراز وحشت چه با ارزش ولیکن آخرش رسوا
پُر از دیوانگی ، گریه
پُر از تکرار بی حاصل
من از افسانه می ایم
ولیکن نیستم لیلا
میان عشق و عقل خود کدامین را کنم رسوا
من از افسانه می ایم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی ۱۳۸۷ ساعت 12:44 توسط سيما
|