کاش می فهمیدم
روزی از عشق سخن خواهم گفت کاش می فهمیدم
در پس پرده سخن خواهم گفت کاش می فهمیدم
از غم عشق و غم دوری یار پنهانی
به می و باده پناه خواهم برد کاش می فهمیدم
کاش آن دم که دلم در شرر عشقش سوخت
دین و ایمان که پی اش خواهد سوخت کاش می فهمیدم
آن پریچهره شیرین که مرا افسون کرد
یار صد خسرو وفرهاد دگر خواهد بود کاش می فهمیدم
بر بلندای دلم عشق کسی خواهد بود
ز غمش خواب خوش از دیده برون خواهد شد کاش می فهمیدم
خواب خوش پیشکش آن نگه تیر انداز
کان به اعماق دل زخمی من خواهد بود کاش می فهمیدم
دل به تندیس رخش بستم و نندیشیدم
که ز پس کافر بتخانه نشین خواهم بود کاش می فهمیدم
عقل و جان ودلم از آن کسی خواهد بود
کو مرا بر همه رسوای جهان خواهد کرد کاش می فهمیدم
دل به امید وصال خسرووی خوش کردم
کو دریغ از نگه شه به گدا خواهد کرد کاش می فهمیدم
شعر از سیما